محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 41
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
از اين راه مقدارى افكار و اصطلاحات آماده بدست آمد كه اهل ذوق ؛ بىآنكه برياضتهاى خانقاهى تن در داده باشند با آنها آشنايى حاصل كردند و از آنها در خلق مضامين شاعرانه استفاده بردند . كتابهاى فصوص الحكم و فتوحات مكيه و فكوك و مفتاح الغيب و لمعات و قصايد ابن فارض - به ويژه قصيدهء نظم السلوك - و شرحهاى آنها از قرن هفتم به بعد در شمار كتابهاى درسى عرفانى درآمدند و هنوز هم همين حال را دارند . البته در برابر اين دسته از عارفان دستهاى ديگر از صوفيان هم بودهاند كه اگر چه ورود در مباحث عقلى براى آنان آسان بود ؛ ليكن چون پاى استدلاليان را چوبين مىشمردند ؛ راه دشوار مجاهدات را به پاى بىتمكين استدلال نسپردند و با فلسفه آشتى نكردند ؛ آنان بيشتر صوفيانى هستند كه ذوق و وجد بر آنان غلبه داشت و كلمات و شعرهاى محرك و مشوق را بر بحثهاى ملال انگيز ترجيح مىنهادند و در تعليمات خود تمثيلات و خواندن اشعار را براى هدايت سالكان و تشحيذ خاطر و برانگيختن آنان به سوى رشد و صلاح بهتر مىشمردند ، فريد الدين محمد عطار نيشابورى شاعر و صوفى بزرگ آغاز قرن هفتم از پيشروان اين دسته است و بعد از او جلال الدين محمد بلخى را بايد سردسته اين گروه دانست كه تأثير او در ادب عرفانى فارسى تا روزگار ما هيچگاه انقطاع نپذيرفت ، و همينطور استادان و پيشروان يا پيروان نامبردار او مانند پدرش بهاء الدين محمد بن حسن خطيبى بلخى - صاحب كتاب معارف - ( م - 628 ) و سيد برهان الدين محقق ترمذى ( م - 638 ) و شمس الدين محمد بن على تبريزى ( م - 645 ) و صلاح الدين زركوب قونوى ( م - 657 ) و حسام الدين حسن چلپى ( م - 687 ) و بهاء الدين پسر مولانا معروف به سلطان ولد ( م - 712 ) . شرح برخى از اصطلاحات تصوف در اينجا لازم ديديم به پارهاى از اصطلاحات كه در اين كتاب - به ويژه در